![]() |
![]() |
|
|
كارل ـ تئودور ـ كازيمير ـ ميرهولد (CARL – THEODOR – CAZIMIR – MEYERHOLD) يكي از نامداران تئاتر معاصر جهان و نيز از تأثيرگذارترين آنهاست. وي با شيوة اجرايي خاص و متفاوت خود در دهه 30-1920 توانست تئاتر اروپا و روسيه را از جنبههاي مختلف تحتالشعاع قرار دهد. اين تأثير زماني عمده ميشود كه بدانيم تئاتر روسيه و همچنين تئاتر اروپا در اين مقطع از زمان به شدت وامدار تئاتر ناتوراليستي آندره آنتوان و سپس استاينسلاوسكي است. ليكن تئاتر ناتوراليستي استاينسلاوسكي كه ميرهولد يكي از شاگردان اوست با توجه به رخوتي كه دامنگير آن شده بود و نيز فضاي پرشور انقلاب اكتبر كه مناسبات و شيوههاي ديگري را جهت بيان انديشههاي انقلابي طلب ميكرد، ميرهولد را بر آن داشت تا طرحي نو در افكنده بنيانگذار صحنهاي باشد كه هم پاسخگوي نيازهاي وي به عنوان هنرمندي خلاق باشد و هم قادر به انطباق خود با وضعيت حاكم انقلابي گردد. از اين رو، ميرهولد در سال 1902 از تئاتر هنر خداحافظي كرده، مسير تازهاي را در جهت انديشههاي انقلابي خود در پيش ميگيرد. راه و روشي كه به شدت تحت تأثير فرماليستهاي روسي (كه خود وامدار انديشههاي فنومينيتي هوسرل هستند) قرار دارد. بدين معنا كه فرماليستهاي روسي هنر را همچون پديدهاي (فنومني) اجتماعي دانسته، برآنند كه هر فنومني واجد صورتي است كه اين صورت خود تركيبي از مادة تشكيلدهندة شكل اوست. بنابراين، هر شكل متضمن معنا و مفهوم دروني آن از سويههاي مختلف است. اينگونه كليت تئاتر به عنوان يك شكل از اجزايي برخوردار است كه اين اجزاء (دكور، لباس، ميزانسن، نور، صدا، عمل، حركت، رنگ…) توسط نخي ارتباطي (روح اثر) از درون بههم متصل بوده، هر يك به تنهايي و به نسبت ارزش، توان، حجم، طول، عرض و حد و رسم خود، واجد بخشي از آن مادة كلي يا روح اثر ميباشند.
نویسنده : فرشید ابراهیمیان |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم آذر 1384ساعت 15:6 توسط حسین صدرایی |
|
|
در ميان انواع تئاتر كه به شكل و شيوه ها و در ژانرهاي مختلف اجرا مي شود ، شايد نوع تئاتر مدرن بيشتر در نمايشنامه نويسي و كارگرداني تئاتر معاصر كشور ما طرفدار داشته باشد . گرايش به اين نوع تئاتر از آنجا سرچشمه مي گيرد كه پديد آورندگان تئاتر ( نمايشنامه نويس و كارگردان ) كوشش مي كنند تا تئاتر خود را با زبان متفاوت و ساختار تازه اي كه با زمان معاصر سنخيت داشته باشد ، عرضه كنند . از اين رو عنصر تفكر و انديشمندي در ساختار آثار آنان نقش مهم و به سزايي دارد. چنين هنرمندان تئاتر ديگر بر آن نيستند بر اساس سنت هاي قديمي و روش هاي كلاسيك دست به تجربه هاي صحنه اي براي تئاتر امروز بزنند.بلكه آنان در پي آنند با شكل و شيوه و قالب جديدي اثر صحنه اي خود را به تماشاگر امروز عرضه كنند. اثري كه هم حرف تازه اي از ميان صدها يا هزاران تم و پيرنگ نمايشي داشته باشد و هم در ساختار و قالب جديد پيشنهاد نويني را براي اجرا مطرح كند . اما براي ورود به اين بحث لازم است ابتدا توضيحي از نمايشنامه مدرن ارائه بدهيم و سپس به بررسي اين مساله در آثار نمايشنامه نويسان و كارگردان تئاتر معاصر بنشينيم .
نویسنده : بهزاد صدیقی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم آذر 1384ساعت 11:4 توسط حسین صدرایی |
|
|
نمايشنامه خوانى از جمله رويدادهايى است كه از حدود ۴ سال قبل به طور رسمى در ايران پديد آمد. نخستين دوره جلسات نمايشنامه خوانى تئاتر شهر در دوره مديريت حسين پاكدل در مجموعه تئاتر شهر راه اندازى شد و پس از اين رويداد در طول عمر ۴ ساله خود فراز و نشيب هاى متفاوتى را از سر گذراند. آنچه در پى مى آيد، نگاهى به برگزارى اين جلسات در اين سال ها است. شايد نخستين بار زمانى كه آرش آبسالان از برگزارى جلسات نمايشنامه خوانى «عصرى با نمايش» خبر مى داد، كمتر كسى تصور مى كرد اين جلسات آنچنان مورد توجه هنرمندان و علاقه مندان تئاتر قرار بگيرد، كه در مدت كوتاهى، بسيارى از مراكز ديگر هم اقدام به برگزارى اين جلسات كنند. اما به دنبال برگزارى جلسات «عصرى با نمايش» بود كه مراكز ديگرى مانند موسسه فرهنگى انديشه سازان با مشاركت خانه هنرمندان ايران، مدرسه عالى بازيگرى، فرهنگسراهايى مانند ارسباران، نياوران و... اقدام به برگزارى اين جلسات كردند و دامنه اين رويداد آن چنان گسترده شد كه امروز در كنار اين مراكز، مكان هاى ديگرى مانند مجموعه فرهنگى تهران، تالار مولوى، خانه تئاتر و... نيز گسترده شود. در آغاز جلسات نمايشنامه خوانى در كافه ترياى اصلى تئاتر شهر و به صورت دو روز در هفته - پنجشنبه و جمعه - برگزار مى شد و به اين ترتيب فرصتى پديد آمد تا هنرمندانى كه مدت ها از صحنه تئاتر دور بودند يا جوانانى كه كمتر فرصت بروز استعدادهاى خود را در صحنه هاى نمايش كشور مى يافتند، مجالى براى كاركردن بيابند. در كنار برگزارى اين جلسات، فرصتى شد براى روخوانى متونى كهنه كه به دو دليل امكان اجراى شان كم بود يا اصولاً نبود، در ابتدا نظم خاصى در برنامه اين جلسات ديده نمى شد اما به تدريج هر دوره بر آثار يك نويسنده خاص تا حدودى متمركز شد و يا يك دوره ويژه مرور آثار ايرانى و دوره ديگر ويژه آثار خارجى تعريف شد. با فاصله اى نه چندان طولانى، موسسه فرهنگى انديشه سازان با همكارى خانه هنرمندان ايران، جلسات خاص خود را برگزار كرد. جلساتى كه به صورت ۲ روز در ماه - پنجشنبه و شنبه - در خانه هنرمندان ايران برگزار مى شد. بعدها علاوه بر اين جلسات، جلسات ديگرى در دفتر موسسه انديشه سازان برگزار شد. نمايشنامه خوانى هاى آينده سازان البته اين ويژگى خاص را داشت كه بيشتر به صورت سفارشى و ويژه آثار نويسندگان يك كشور خاص برگزار مى شد. در كنار اين جلسات، كانون نمايشنامه نويسان خانه تئاتر نيز جلسات ويژه خود را برگزار مى كرد. در اين جلسات كه در خانه هنرمندان ايران برگزار مى شد، نويسندگان ايرانى، آثار خود را روخوانى مى كردند. اين جلسات نيز عموماً به شكل دعوت از نويسندگان گوناگون تشكلى و بعد از پايان هر جلسه نيز، پرسش و پاسخى در مورد آن نمايشنامه خاص انجام مى شد. به دنبال حجم تقاضا براى روخوانى آثار ترجمه شده، كانون نمايشنامه نويسان خانه تئاتر تصميم گرفته است تا جلساتى را به روخوانى گونه آثار اختصاص دهد. به اين ترتيب كه در حال حاضر هر ماه دو جلسه نمايشنامه خوانى توسط كانون برگزار مى شود. در جلسات پايان ماه همچون روال گذشته آثار نويسندگان ايرانى توسط خود نويسنده يا به شكل گروهى در خانه هنرمندان ايران خوانده مى شود. علاوه بر اين شنبه وسط هر ماه نيز يك نمايشنامه ترجمه شده در تالار اجتماعات خانه تئاتر به اجرا در مى آيد. مدتى بعد از برگزارى جلسات نمايشنامه خوانى در اين گونه مراكز بود، كه دانشجويان هم ترغيب شدند تا جلسات ويژه خود را برگزار كنند و به اين ترتيب در كنار برنامه «عصرى با نمايش»، روزهايى هم به خوانش آثار توسط دانشجويان اختصاص يافت و اين گونه بود كه علاوه بر روزهاى پنجشنبه و جمعه، روزهاى چهارشنبه آثار دانشجويى روخوانى شدند. برگزاركنندگان «عصرى با نمايش» قصد داشتند تا از اين طريق دانشجويان را تشويق به نوشتن متون جديد كنند. اما در رسيدن به اين هدف چندان موفق نبودند چرا كه دانشجويان اغلب ترجيح مى دادند آثار نويسندگان ديگر به ويژه نويسندگان شناخته شده را روخوانى كنند. با اين حال برگزاركنندگان اعلام كردند در بخش دانشجويى اولويت با متونى است كه توسط خود دانشجويان نوشته يا ترجمه شده باشد. با گسترش اين جلسات بود كه به تدريج در هر جشنواره بخشى هم به نمايشنامه خوانى اختصاص يافت و علاوه بر آن متون برگزيده توسط تماشاگران انتخاب مى شدند، اما بعد از برگزارى جلسات نمايشنامه خوانى انديشه سازان بود كه زمزمه تعطيلى اين جلسات شنيده شد. براساس همين گزارش موسسه فرهنگى انديشه سازان كه انتشار نمايشنامه يكى از فعاليت هاى آن بود، با مشكل مالى روبه رو شد و جلسات نمايشنامه خوانى آن تعطيل شد. در اين جلسات به گروه هاى برگزاركننده، مبلغى به عنوان كمك هزينه پرداخت مى شد. به دنبال آن بود كه جلسات نمايشنامه خوانى عصرى با نمايش نيز دچار وقفه شد. اين جلسات در طول يك سال گذشته عموماً به شكل ناقص برگزار مى شد، اما به تدريج اين جلسات نيز همچون جلسات انديشه سازان با تعطيلى روبه رو شد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 13:38 توسط حسین صدرایی |
|
|
كريگ ميگويد: "تئاتر آينده تئاتر ديدها خواهد بود نه تئاتر گفتارها يا تئاتر كلمات قصار."۱
نویسنده : بهزاد صدیقی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1384ساعت 15:25 توسط حسین صدرایی |
|
|
چنانكه از اتوبيوگرافي فرويد و زندگي او برميآيد، وي كار خود را با هيستريشناسي آغاز كرده، پس از چندي بر اين باور ميشود كه بيماري هيستري ريشه در نهاد زنان دارد. بدين معنا كه وي اعتقاد داشت اين بيماري كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم افراد زيادي در غرب (بهويژه زنان) را به رفتارهاي جنونآميز كشانده بود، ناشي از ناهنجاريهاي ليبيدويي بوده و با رفع و كشف اين ناهنجاريها ميتوان بيمار را درمان كرد. اين ادعا سبب شد كه وي را از مجمع پزشكان اخراج و او را متهم به انديشههاي غير علمي نمايند. اين برخورد و اخراج، فرويد را مصمم ساخت تا براي اثبات نظر خود دست به تجربياتي بزند كه اين تجربيات منجر به پيدايي آراء و نظريات روانشناسانه او گرديد. بر پايه اين آراء و انديشهها فرويد روان هر فرد را به سه جزء libido يا نهاد و يا Id كه از منظر او نيروهاي حياتي لجامگسيخته ميباشند و (ego) يا من روزمره، من معيشتي يا من آگاه و هشيار و سوپرايگو (Superego) كه من متعالي است تقسيم نمود. او اعتقاد داشت اگر ليبيدو يا همان نيروي لجامگسيخته مكوّن نشود، فرد در حالت حيواني و غريزي باقيمانده از سطح موجودي غريزي (حيوان) فراتر نميرود. بنابراين تكوين (ليبيدو) است كه اين موجود غريزي را به فردي آگاه مبدل ساخته، وي را قادر ميسازد تا از طريق آگاهي (ego) انرژيهاي ليبيدويي خود را مهار كند. ليكن مهار ليبيدو يا به تعبير ديگر سركوب آن سبب بروز عقدههاي بيشماري ميشود كه عدم تأمين يا تخليه آنها ميتواند فرد را دچار انواع بيماريهاي رواني كند. بدينسان او بر اين باور بود كه هيستري يكي از جلوههاي بروز ليبيدوي سركوبشده، و به شكل ناهنجار آن ميباشد. بديهي است كه از منظر انديشههاي او ليبيدو ميتواند خود را به شكل مثبت و پسنديدة ديگري چون فعاليتهاي هيجانزا و رويا نيز تخليه كرده از بار مخرب آن بكاهد.
نوشته :فرشید ابراهیمیان |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 11:43 توسط حسین صدرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گروه تئاترحرفه ای بدین معناست که عناصر اصلی آن کاری جز تئاتر نداشته و دست کم روزی هشت ساعت به کار مداوم وپیوسته بپردازند.
به دیگر سخن،در پویه کار بی وقفه وهدفمند گروهی است که عناصر گروه از مهارت لازم برخوردار می شوندو ازسوی دیگر رضایت و اغنای تماشاگرتئاتردرپرتو کاربازیگران و دست اندرکاران توانمند و ماهرمیسراست. هسته اصلی گروه تئاتر اکتیو که افرادی با سابقه درکارنمایشند بدین باورند که با کار مستمر و پرهیز از پراکنده کاری و حلقه زدن به گرد شمع گروه می توان از هرزرفتن قوای مفید جلوگیری کرد |
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار گروه نقد نمایش مقالات آیین نامه ها بیوگرافی اعضای گروه اعضاي گروه اكتيو اخبار عمومی پیشکسوتان تئاتر ایران |
| نویسندگان |
|
حسین صدرایی علي طلاكوب |
|
RSS
|