![]() |
![]() |
|
|
نمایش چهار صندوق کاری از گروه باران وابسته به انجمن نمایش شهرستان مریوان به نویسندگی بهرام بیضایی و کارگردانی جمشید بهرامی از تاریخ 23/6/85 لغایت 27/6/85 از ساعت 8:30 شب در فرهنگسرای مریوان به روی صحنه خواهد رفت . در این نمایش خانمها آوات صدیقی نیا،شیوا محمدی . کویستان طاهریان و شادان محمد پوروآقای سلام نباتی بازی می کنند . ایران تئاتر اين خبر جالب رو امروز توی سايت ايران تئاتر خوندم ، بدجوری نظرم رو به خودش جلب کرد ، تا حالا فکر میکردم فقط تهران میتونه نمایشهای کمی تا قسمتی سیاسی رو به روی صحنه ببره اما وقتی این خبر رو خوندم خوشحال شدم و برای بچه های مريوان آرزوی موفقیت کردم ، البته . . . من نمیدونم مگه قوانین باز بینی و بازخوانی تئاتر در استانهای مختلف با هم متفاوته ؟ اصلا مگه تئاتر مطالعه ی زندگی انسان نیست ؟ مگه انسانها در کارهای روزمره خودشون از سیاست جدا هستند ؟ چرا هنوز خیلی ها فرق بین مسائل اجتماعی و سیاسی رو نمی دونند ؟ و هزاران چرا دیگر . . . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 10:40 توسط حسین صدرایی |
|
|
پیش ترها از جمله ها عاصی بودم حالا جمله ، هر چه هم زیاد ، باز برایم کم است پیشترها از واژه ها می گریختم حالا با تک تک حروف بازی میکنم پیش ترها هر وقت سئوال می کردند حرف می زدم حالا خود به خود حرف میزنم ، ولی در ضمن می توانم صبر کنم تا سئوال کنند. پیش ترها هر جمله ی معقول باری بود بر دوش ام و از هر نظم معقولی بیزار بودم ولی از این به بعد معقول خواهم بود من ساکت ام دیگر نمی خواهم کس دیگری باشم دیگر چیزی مرا علیه خودم تحریک نمی کند هر چیزی قابل دسترس شده و من از هر چیزی استقبال میکنم حالا می دانم که چه می خواهم : می خواهم ساکت باشم و هر چیزی را که ترس ناک بیابم از آنِ خود می دانم تا دیگر در نظرم ترسناک جلوه نکند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 10:14 توسط حسین صدرایی |
|
|
آقای رئیس به خانه خدا مشرف شد
اما به نظر من نزد خداوند دستان یاری رسان مقدس تر از دستان تسبیح گردانند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 20:11 توسط حسین صدرایی |
|
|
و اما ادامه ی داستان گفتیم کدخدای جدید و اطرافیانشون رفتند و جای کدخدای قدیم تکیه زدند اینقدرهایی هم که تعریف می کردند نرم و راحت نبود اما خوشحال بودند چون می تونستند از بالا به مردم نگاه کنند اما هر چی نگاه میکردند کدخدای سابق رو نمیدیدند ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 14:6 توسط حسین صدرایی |
|
|
یه روزی از روزهای خدا ، خیلی پیش تر از این روزا توی یک ده یک ده سرسبز یه عده مشغول کار بودند ، یه چند نفری هم تماشا میکردند اون روزا همه به هم کمک میکردند همه دست همو میگرفتند تا اینکه یکی اومد و گفت : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 12:6 توسط حسین صدرایی |
|
|
درب انجمن نمایش شهرمون بسته شده الان نزدیک سه هفته ای هست که این اتفاق افتاده شاید یکی از دلایلش من باشم ! ( خدا از سر تقصیرات ما بگذره) وقتی گروه اکتیو شکل گرفت و اولین کارش رفت روی صحنه (اونم چه سریع!) همه امیدوار بودند که این گروه فعالانه کارش رو ادامه بده و نمایشهای خوبی رو بروی صحنه ببره آما !!! بعد جنگ کور قضیه یه جورایی تغییر کرد . . . در برنامه ی گروه قرار شد خاله سوسکه کار بشه که اونم به نوعی داستانی داره واسه خودش علی هم رفت تا نمایش <. . .> رو موازی با خاله سوسکه و با یه سری بازیگر که تو کار قبلی بودند و نبودند شروع کنه ، خب اینکارم کرد و به دلایلی کار متوقف شد و به سرانجام نرسید . منم از اینطرف داشتم خاله سوسکه رو کار میکردم که یه روزی از روزای خدا رئیس انجمن من رو دید و گفت چرا از اون دو تا خانم داری استفاده میکنی ؟ گفتم مگه اینا شاخ دارن ؟ گفت : نه نه نه ، اینا آدمای بدی هستند ، بندازشون بیرون ، وگرنه نمیزارم کارت بره واسه اجرا ، میدونی که قدرتشو دارم ( حس ترس ، دمم لرزید) خلاصه ما هم که گردنمون از چنار باریکتر ، تن به این خفت دادیم و با کلی بهونه یکی از این دو تا خانم محترم و دک کردیم و علی عزیز هم زحمت اون دومیش رو کشید و قضیه تمام شد باز یه روز دیگه از روزهای تقریبا خوب خدا ، این عزیز دل برادر اومد و گفت : - حسین لیست بازیگرات و عواملت رو بده انجمن گفتم : باشه - بنویس زیر نظر کدوم گروه داری کار میکنی گفتم : اکتیو - !!!!! اکتیو ؟ همچین گروهی نداریم گفتم : چرا نداریم ، پس جنگ کور رو کدوم گروه اجرا کرد ؟ - : نه ، الان ما یه آئین نامه یی رو تصویب کردیم که فقط گروه های ثبت شده در انجمن می تونند کار کنند ، اکتیو ثبت شده نیست ، حتما برو زیر نظر یک گروه ، وگرنه . . . (اوووووف) توضیح : ( توی شهرستان سمنان 11 تا گروه به ثبت رسیدند : بامداد ، یاران ، باران ، میثاق ، مقداد ، ندای صحنه ، آئینه ، دستان ، پیام ، چیتره و هرو . که طبق اساسنامه ی انجمن محترم؛ اگر گروهی شش ماه فعالیتی نداشته باشد و اثری را بر روی صحنه نبرد منحل میشود خب اگه قرار باشه این قانون اجرا بشه میشه گفت در سمنان 1 گروه ثبت شده وجود داره و اونم گروه باران) خداییش یاد مثل معروفه آفتابه لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی نمی افتین ؟ آقا ما هرچی به گوش این آقایون خوندیم که در حال حاضر ما گروه ثبت شده ای نداریم ، به گوش آقایون نرفت که نرفت ( شاید یکی از دلایلش این بود که گروه خود آقایون رسمیتش رو از دست میداد) بگذریم من هم نامه ای رو جهت معرفی اسامی بازیگران و عوامل به انجمن نوشتم و با اثر انگشت شصت مبارک به نامه رسمیت دادم اینکار من باعث شد که انجمن نسبت به من یه خورده موضع بگیره ، خب عواقبی هم برای من داشت مثلا متن نمایشنامه رو که بهمن ماه برای بازخوانی فرستاده بودم . 26 اردیبهشت ماه به دست بازخوانها رساند. و مهمتر از اون پلاتو ها رو از ما گرفتند . نشستیم و خندیدیم ، تا جواب متن اومد اما کار نکردیم چون بچه هایی که تو کار بودند امتحان داشتند بعد از امتحان با پشتوانه ی تاییدیه متن توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان سمنان برای گرفتن پلاتو و ادامه کار ( در واقع آغاز کار ، چون دو تا از بازیگرا رو بایکوت کردند ، دو نفر دیگه هم به علت مشکلات خانوادگی رفتند ، علی موند و حوضش من موندم با 4 تا بازیگر آماتور و بهنام عزیز ) اما تو این بین اتفاقات جالبی افتاد علی طلاکوب نمایش یاس کبود یثرب رو با بچه های انجمن کار کرد ، منم قرار بود توی کارش درامز بزنم که به دلایلی کاملا شخصی اینکار و نکردم. حامی سرسخت این کار شخص شخیص رئیس انجمن بوده و کلی دوندگی و حال دادن به گروه و هماهنگی جا برای اجرا ، تبلیغات و . . . سرانجام در دهه ی فاطمیه این کار اجرا شد و جا داره به همه ی دوستانی که این کار رو به سرانجام رسوندند خسته نباشید بگم و تشکر کنم بعد از اجرای نمایش یاس باز آقای رئیس گیر داد که حتما باید برم زیر نظر یکی از گروههای به نوعی فسیل شده ی انجمن (این فسلی شدن هم داستانی داره که میگم) ، اونروزعلی هم نشسته بود آقای رئیس فرمودند : آقای علی طلاکوب هم نمایش یاس کبود یثرب را زیر نظر گروه انجمن نمایش به روی صحنه بردند !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( اصلا همچین گروهی وجود خارجی نداره ، اگر هم داره اعضای گروه کیا هستند ؟ سرپرستش کیه ؟) آقا به طور کل تمرينات تعطیل تا بریم زیر مجموعه ی یک گروه ی غیر فعال اما رسمی انجمن برای دادخواهی بلند شدم رفتم انجمن گفتند هر هفته چهارشنبه ها ساعت 6:30 جلسه ی هیئت امناست بیا جوابتو بگیر من هم خوشحال ( مثل خری که قراره جرس دادخواهی رو به صدا در بیاره) راهی انجمن شدم هفته ی اول دائی آقای رئیس فوت کردند و جلسه برگزار نشد هفته ی دوم آقای رئیس میخواهند بروند شهمیرزاد جلسه . . . هفته ی سوم آقای رئیس میخواهند بروند روستای خودشون جلسه . . . هفته ی چهارم آقای رئیس فرمودند باید درخواست بدی که میخواهی در جلسه ی هیئت امنا شرکت کنی ، کاغذ رو برداشتم تا درخواست رو بنویسم که آقای رئیس فرمودند : - این هفته ما مهمون نمی پذیریم و فقط اعضای هئیت امنا میتونند باشند و اما هئیت امنا آقای رئیس و علی طلاکوب که سرجاشون هستند ، هیچ. بعد از استعفای تبریزیان و جایگزین شدن نوروززاده پور ، استعفای آقای خسرو به آئین و حسین همتی حالت شترمرغی به خودش گرفته معلوم نیست این آقایون استعفا دادند یا نه ؟ البته خود به آئین که علنا اعلام کرد که من استعفاء دادم ولی نمی دونم چرا انجمن نمایش این مطلب رو اعلام نمیکنه ؟ و چرا خود به آئین در جلسات هیئت امنا شرکت میکنه ( لااقل خودش که میدونه استعفا داده ) ! آقای همتی هم که به علت کسالت رسما در جلسات شرکت نمیکنند . ( آیا بهتر نیست این وظیفه رو به شخص دیگه ای واگذار کنند ؟) از شاهکارهای دیگه ی انجمن نمایش اینه که آئین نامه مصوب میکنند و بدون قرائت در مجمع عمومی لازم الاجراش میکنند و جالبتر از اون اینکه برای همه ی سئوالات ما جواب دارند ولی دوست ندارند پاسخگو باشند. ای کاش امسال هم سال پاسخگوئی بود . . . خلاصه ما نفهمیدیم این انجمن هیئت امنا داره یا نداره ؟ اگه داره کیا عوضش هستند و کیا نیستند ؟ اگر آئین نامه ای رو مصوب میکنه ، آیا اطلاع رسانی میکنه یا نه ؟ اگر اطلاع رسانی میکنه به چه صورتی این کار رو انجام میده ؟ چرا باید دفتر انجمن نمایش تعطیل بشود ؟ و هزاران سئوال بی پاسخ دیگه ؟؟؟؟؟ این داستان ادامه دارد ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 14:47 توسط حسین صدرایی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
گروه تئاترحرفه ای بدین معناست که عناصر اصلی آن کاری جز تئاتر نداشته و دست کم روزی هشت ساعت به کار مداوم وپیوسته بپردازند.
به دیگر سخن،در پویه کار بی وقفه وهدفمند گروهی است که عناصر گروه از مهارت لازم برخوردار می شوندو ازسوی دیگر رضایت و اغنای تماشاگرتئاتردرپرتو کاربازیگران و دست اندرکاران توانمند و ماهرمیسراست. هسته اصلی گروه تئاتر اکتیو که افرادی با سابقه درکارنمایشند بدین باورند که با کار مستمر و پرهیز از پراکنده کاری و حلقه زدن به گرد شمع گروه می توان از هرزرفتن قوای مفید جلوگیری کرد |
| آرشیو موضوعی |
|
اخبار گروه نقد نمایش مقالات آیین نامه ها بیوگرافی اعضای گروه اعضاي گروه اكتيو اخبار عمومی پیشکسوتان تئاتر ایران |
| نویسندگان |
|
حسین صدرایی علي طلاكوب |
|
RSS
|